OKR چیه؟

OKR چیه؟ + تعریف و مثال های اهداف و نتایج کلیدی!

تعریف “OKR” “اهداف و نتایج کلیدی” هست. این یک ابزار تعیین هدف مشترکه که توسط تیم ها و افراد برای تعیین اهداف چالش برانگیز و بلند مدت با نتایج قابل اندازه گیری استفاده می شه. OKR در واقع بهتون می گه که چگونه پیشرفت رو ارزیابی و ردیابی می کنید، هم ترازی ایجاد می کنید و مشارکت رو در مورد اهداف قابل اندازه گیری تشویق می کنید.

 

OKR چیه؟

OKRs چه در مورد عملیات اداری، چه در زمینه مهندسی نرم افزار، چه در سازمان های غیرانتفاعی یا بیشتر، برای تعیین اهداف در بسیاری از سطوح شرکت یکسان عمل می کنند. اون ها همچنین می توانند برای اهداف شخصی کار کنند و حتی می توانند توسط افراد برای انجام کارها در مکانهایی که رهبران ارشد از آن ها استفاده نمی کنند استفاده شوند.

هدف به سادگی چیزی است که باید به دست آید، نه بیشتر و نه کمتر. طبق تعریف، اهداف مهم ، ملموس، عمل گرا و (به طور ایده آل) الهام بخش هستند. وقتی به درستی طراحی و به کار گرفته شوند، واکسنی برای تفکر فازی و اجرای فازی محسوب می شوند.

نتایج کلیدی رو معیار قرار داده و بر نحوه رسیدن به هدف نظارت می کنیم. KR های موثر خاص و محدود به زمان هستند، تهاجمی و در عین حال واقع بینانه. بیشتر از همه، اون ها قابل اندازه گیری و قابل بررسی هستند. شما یا نیازهای یک نتیجه کلیدی را برآورده می کنید یا نه؛ هیچ منطقه خاکستری وجود ندارد، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. در پایان دوره تعیین شده، معمولاً یک چهارم، ما یک بررسی منظم انجام می دهیم و نتایج کلیدی را به عنوان محقق شده یا نه ارزیابی می کنیم.

در جایی که یک هدف می تواند طولانی مدت باشه، برای یک سال یا بیشتر تطبیق داده شه، نتایج کلیدی با پیشرفت کار تکامل می یابد. پس از تکمیل هم هاون ها، لزوماً هدف محقق می شود.

 

چه کسی OKR ها رو ایجاد کرده؟

OKR ها توسط اندی گروو در اینتل ایجاد شده و توسط جان دور توسط وی آموزش داده شده است. از آن زمان، بسیاری از شرکت ها از جمله Allbirds ، Apartment Therapy ، Netflix و سازمان های غیر انتفاعی الهام بخش مانند Code for America استفاده کردند.

اوایل در “اندازه گیری آنچه اهمیت دارد”، Doerr درباره “MBOs” یا “مدیریت بر اساس اهداف” می نویسد. MBO  ها محصول پیتر دراکر بودند و اندی گروو را برای نظریه نهایی او در مورد OKR ها فراهم کردند. در واقع، نام گرو برای آنها در اصل “iMBOs” بود، برای Intel Management by Objectives. با این حال، علی رغم نام احترام اصلی، گروو تفاوت های کلیدی بین این دو ایجاد کرد که او به Doerr منتقل کرد.

گروو به ندرت به اهداف اشاره می کرد بدون اینکه آنها را به “نتایج کلیدی” گره بزند، اصطلاحی که به نظر می رسد خودش او را ابداع کرده است. تفاوت های کلیدی دیگر بین MBO ها و OKR ها این است که دومی آنها سه ماهه هستند و سالانه نیستند و از جبران خسارت جدا می شوند.

مشهورترین داستان در مورد OKR ها این است که دوئر در سال 1999 فلسفه را به بنیانگذاران گوگل معرفی کرد. دورر دور یک میز پینگ پنگ که به عنوان میز اتاق هیئت مدیره جمع آوری شده بود، پاورپوینت را به تیم موسس جوان، که شامل لری پیج، سرگئی برین بود، ارائه کرد.

 

هدف شخصی OKR

دوئر در مورد OKR شخصی خود در مصاحبه ای در Recode Decode سال شد. او پاسخ داد: “می دانید، دختران من هر دو خانه را ترک کرده اند، اما من خوانده بودم و معتقدم که صرف شام خانوادگی با هم چیز خوبی بود. بنابراین، من یک OKR تنظیم کردم، آن را با تیمم به اشتراک گذاشتم تا تا ساعت 6 بعد از ظهر برای شام در خانه باشم. 20 شب در ماه و حضور داشته باشید، تلفن را خاموش کنید. سوئیچ را روی روتر گذاشتم. اینترنت را برای کل خانه قطع کردیم. “وی افزود: “این نه تنها کمیت بلکه کیفیت آن است.”

 

آیا انواع مختلفی از OKR وجود داره؟

OKR ها می توانند دو چیز باشند، متعهد یا آرزویی.

متعهدین مانند نامشان پیداست – تعهدات. هنگامی که در پایان یک چرخه درجه بندی می شود، انتظار می رود که یک OKR متعهد دارای نمره قبولی باشد. از سوی دیگر، اهداف مشتاق، گاهی اوقات اهداف کششی یا “عکس های ماه” نامیده می شوند. انتظار می رود که مسیر دستیابی به OKR آرمانی جعل شود، زیرا هیچ کس دیگری قبلاً به آن جا نرسیده است. آن ها همچنین ممکن است طولانی مدت باشند و فراتر از یک چرخه OKR زندگی بکنند یا حتی بین اعضای تیم منتقل شوند تا تعامل کارکنان رو افزایش بدهند.

ممنونم که تا انتهای این نوشته همراهم بودین، مثل همیشه، خوشحال می شم نظرات قشنگتون رو بخونم!

 

پیشنهاد میکنم در مورد شاخص کلیدی عملکرد (KPI) هم کمی بخونید.

1 Comment

Add Yours →

دیدگاهتان را بنویسید